تازه ها
خانه »» اخبار جهان اسلام »» جواز برگزاری مولود شریف!
جواز برگزاری مولود شریف!

جواز برگزاری مولود شریف!

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی از گمراهان و بدعتگذاران واقعی خیال می کنند که برگزاری جشن مولود نبی اکرم صلی الله علیه و سلم بدعت است اما این بیسوادان از علم و ادب بهره ای نبرده اند و ما اهل سنت دلایل جواز این جشن را می آوریم و نیز به بررسی فتاوی بزرگان اهل سنت و کتابهایی که پیرامون این موضوع تالیف و نگاشته شده و نیز به جواب شبهات خوارج زمانه یعنی وهابیان می پردازیم (بقیه در ادامه مطلب)


   اما دلایل جواز مولود:

دلیل اول :

 این است که مجلس شریف مولودی ؛ در واقع تعبیری است از شادی و سرور به  حضرت رسول صلی الله علیه وسلم و به تحقیق کافر هم ازاین سرور و شادی نسبت به آن حضرت صلی الله علیه وسلم بهره مند شده است . در کتاب صحیح بخاری آمده است که از عذاب أبولهب در روزهای دوشنبه کاسته می شود و آن هم به سبب آزاد کردن کنیزش ثوبیه بود  آنگاه که خبر ولادت با سعادت حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و سلم را به او مژده داد . در همین مورد حافظ حدیث شمس الدین محمد بن ناصر الدین دمشقی متوفی به سال ۸۴۲ ﻫ در کتابش به نام (( مورد الصادی فی مولد الهادی )) چنین سروده است :

            

                   إذا کان هذا کافراً جاءَ دمّه                       بتبّت یداه فی الجحیم مخلدا

                    أتی أنّه فی یوم الاثنین دائماً                     یخفف عنه للسرور بأحمدا

                    فما الظن بالعبد الذی کان عمره                بأحمد مسروراً و مات موحّدا

یعنی: هرگاه کافری مثل ابولهب که درباره او در قرآن چنین نازل شده ( تَبَّت یَدآ أبی لَهَبٍ وَ تَبَّ :هلاک باد دو دست ابی لهب و هلاک باد ابی لهب)در روزهای دوشنبه از عذابش کاسته می شود به سبب شادی و سرور او از ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم ؛ پس گمان تو چیست درباره کسی که در تمام عمرش به أحمد صلی الله علیه وسلم مسرور و شادمان بوده و با ایمان و موحّد مرده است ؟

این روایت را امام بخاری در صحیح خود در کتاب النکاح باب ۲۱ حدیث ۵۱۰۱  آورده است و حافظ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری جزء نهم صفحه ۱۸۰ نقل کرده است. امام عبدالرزاق صنعانی در المصنف جلد ۷ صفحه ۴۷۸ و حافظ أبوبکر بیهقی در کتاب (( دلائل النبوه)) و ابن کثیر در (( السیره النبویه)) جلد ۲ صفحه ۲۷۳ و محیی السنه أبو محمد حسین بغوی در ( شرح السنه ) جلد ۵ صفحه ۱۹۲ و عامری در ( بهجه المحافل) جلد ۱ ص ۴۱ و ابن هشام و سهیلی در (( الروض الأنف )) جلد ۵ صفحه ۱۹۲ آن را روایت کرده اند .

این حدیث اگر چه مرسل است ولی چون امام بخاری آنرا آورده است و علمای و حافظان حدیث بر آن اعتماد کرده اند و همچنین در باب مناقب و خصائص آورده شده است و نه در مباحث حلال و حرام ؛ بنابر این قابل قبول است. و طالبان علم می دانند که استدلال به حدیث در اثبات مناقب با استدلال به حدیث در بیان احکام به یک شیوه نیست بلکه فرقشان واضح است . یعنی برای اثبات حکم حلالیت یا حرامیت یک چیز ، نیاز به حدیثی با مرتبه صحیح یا حسن است ولی در مباحث ترغیب و ترهیب و فضایل اعمال و نیز مناقب چنین شرایطی الزامی نیست.

 و اما درباره بهره مندی کافران از اعمال نیک شان بین علماء اختلاف نظر است و در اینجا، جای بسط و گسترش آن نیست و اصل در این موضوع آن است که در حدیث صحیح آمده است که به سبب درخواست رسول خدا صلی الله علیه وسلم ؛ درجه عذاب أبوطالب کاسته شده است.( صحیح مسلم ، کتاب الایمان ، باب شفاعه النبی صلّی الله علیه وسلّم لأبی طالب و التخفیف بسببه ، حدیث شماره (۳۵۷-۲۰۹)

دلیل دوم :

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روز تولد خودش را بزرگ و گرامی می داشتند و خداوند متعال را در آن روز شکرگزاری می کرد به خاطر نعمت بزرگی که به او داده ، و چنین وجود مبارکی به او بخشیده که همه موجودات به سبب او بهره مند و برخوردار شده اند و با روزه گرفتن روز تولد خود ؛ این تعظیم و بزرگداشت را به ما نشان داد .

همانگونه که در حدیث صحیح به روایت ابی قتاده رضی الله عنه آمده است که از رسول خدا صلی الله علیه و سلم درباره روزه گرفتن در روز دوشنبه سوال شد؟ در جواب فرمودند 🙁 در آن روز من متولد شده ام و در آن روز بر من قرآن نازل شد) به روایت امام مسلم در صحیح خودش ، کتاب الصیام .

روزه گرفتن آن حضرت صلی الله علیه وسلم روز تولد خود را ، به معنای توجه مخصوص به آن نمودن است و تعبیری است از بزرگداشت و احترام آن . و این بزرگداشت به صورتهای مختلفی ابراز می شود و لیکن معنای موجود در همه آنها یکسان است ؛ چه به صورت روزه گرفتن باشد یا غذا دادن به دیگران یا اجتماع نمودن برای ذکر کردن یا صلوات بر پیامبر فرستادن یا شنیدن وصف شمائل مبارک او و صفات مخصوصش .

دلیل سوم :

سرور و شادمانی به حضرت رسول صلی الله علیه وسلم ، مطلوب است به دستور قرآن . خداوند جلّ جلاله در آیه ۵۸ سوره یونس می فرماید : (قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا: بگو به فضل خدا و به رحمت او ؛ پس به این چیزها باید که شادمان شوند ) خداوند متعال به ما امر کرده است به رحمت شادی کنیم و پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بزرگترین و عظیم ترین رحمت هاست به فرموده خداوند در سوره انبیاء آیه ۱۰۷ (و ما أرسلناک إلا رحمه للعالمین ).

 تفسیر دانشمند این امت و ترجمان قرآن حضرت ابن عباس رضی الله عنهما این مطلب را تایید می کند ، ابوالشیخ (أبوالشیخ : أبومحمد عبدالله بن محمد بن جعفر بن حَیّان الأصفهانی (۲۷۴ ﻫ- ۳۶۹ﻫ) طبقات الحفاظ سیوطی صفحه ۳۸۲٫) از ابن عباس روایت می کند که در تفسیر این آیه گفت : فضل خداوند ، علم است و رحمت او محمّد صلی الله علیه وسلم است. زیرا که خداوند در سوره انبیاء آیه ۱۰۷ می فرماید :

( و ما أرسلناک إلا رحمه للعالمین)

تفسیر الدر المنثور علامه سیوطی جلد ۳صفحه۳۰۸ و تفسیر روح المعانی علامه آلوسی جزء یازدهم صفحه ۱۸۷٫ 

 دلیل چهارم:

حضرت رسول صلی الله علیه وسلم ارتباط زمان را با حوادث بزرگ دینی که در گذشته اتفاق افتاده ، در نظر می گرفت و مهم می شمرد . پس هرگاه زمانی که آن واقعه در آن انجام گرفته ، فرا رسید، فرصتی محسوب می شود برای یادآوری آن رخداد دینی و بزرگداشت آن، زیرا که این روز مصادف با آن زمانی است که واقعه گذشته در آن اتفاق افتاده است . حضرت رسول الله صلی علیه وسلم این قاعده و روش را خود بنیان نهاده است ، در حدیث شریف به صراحت آمده که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم آنگاه که به مدینه منوره تشریف آوردند ، دیدند که قوم یهود روز عاشورا را روزه می گیرند .

 وقتی علت آن را جویا شدند ، به ایشان گفته شد که اینها روزه می گیرند زیرا خداوند متعال در این روز پیامبر شان را نجات داده است و دشمنان آنها را غرق کرده است . پس روزه می گیرند تا خداوند متعال را به خاطر این نعمت ، شکرگزاری کنند. سپس حضرت رسول صلی الله علیه وسلم فرمودند : ( ما به موسی شایسته تریم از شما ) و خود حضرت آن روز را روزه گرفتند و امر به روزه گرفتن آن نمودند .

دلیل پنجم :

برپایی مجلس شریف مولودی سبب می شود که بر آن حضرت صلی الله علیه وسلم صلوات  و سلام فرستاده می شود و بدیهی است که صلوات و سلام فرستادن بر حضرت صلی الله علیه وسلم را قرآن کریم از ما طلب نموده است . (إن الله و ملئکته یصلون علی النبی یأیها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً ) سوره احزاب آیه ۵۶

و هر آنچه که محرّک و باعث اجرای یک امر پسندیده شرعی شود ؛ خود نیز مطلوب و محبوب است پس چه بسیار صلوات هایی که در این مجالس برآن حضرت صلی الله علیه وسلم فرستاده می شود که همه آنها از فواید نبوی و امدادات محمدی می باشد و قلم در محراب بیان سجده می کند به خاطر عجز و ناتوانی از شمارش آثار و نتایج این صلوات ها و مظاهر أنوار آن .

دلیل ششم :

 این است که مجلس مولود شریف ؛ شامل یاد آوری ولادت فرخنده حضرت صلی الله علیه وسلم و معجزات ایشان و سیرت پسندیده آن حضرت و آشنایی به آن می باشد . آیا ما مأمور نیستیم که به او اقتداء کنیم و از اعمال و افعال و حرکات او پیروی کنیم و به معجزاتش ایمان بیاوریم و آیاتش را تصدیق نمائیم ؟ این موارد در کتابها و نوشته هایی که در مولودها خوانده می شود ذکر شده است .

دلیل هفتم :

 مجلس مولود ، اقدامی است در جهت جبران ذرّه ای از زحمات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و عملی شریف است برای ادای مراتب سپاس و تشکر از آن حضرت با انجام دادن بعضی از آنچه نسبت به ایشان بر ما واجب است و این مهم صورت می پذیرد با بیان اوصاف کامله و اخلاق فاضله آن حضرت صلی الله علیه وسلم .

همانا شعراء ، قصایدشان را تقدیم او می نمودند و آن حضرت نیز از آنها خشنود می شد و این عمل آنها را با سخنهای نیکو و خوش و همچنین با هدیه و بخششی مناسب ، پاداش   می داد. هرگاه آن حضرت از کسی که او را مدح کرده است ، خشنود و راضی گشته است ، پس چگونه خشنود و خرسند نمی گردد از کسی که اوصاف و خصوصیات شریفش را جمع آوری کند. در این عمل نزدیکی جستن به آن حضرت است با بدست آوردن محبت و رضایت او .

دلیل هشتم :

شناختن و دانستن شمائل مبارک و خصوصیات و صفات و معجزات و إرهاصات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به ایمان کامل و کمال ایمان به آن حضرت می انجامد و همچنین باعث زیاد شدن محبت به او می شود .

 زیرا که ذات انسان بر جمال دوستی سرشته شده است یعنی زیبایی را دوست دارد چه این زیبایی خُلقی باشد و یا خَلقی ، علمی باشد یا عملی ، حالی باشد یا اعتقادی و حال آنکه زیباتر و کاملتر و برتر از اخلاق و خصوصیات و محاسن آن حضرت صلی الله علیه وسلم وجود ندارد و زیادی محبت و کمال ایمان نیز هر دو مطلوب شرعی اند به عبارت دیگر شریعت از تک تک افراد آن را خواسته است ، پس هر چیزی و هر عملی که سبب ایجاد این دو صفت شود آنهم مطلوب شرعی است .

دلیل نهم :

تعظیم و بزرگداشت پیغمبر صلی الله علیه وسلم امری شرعی است و سرور و شادی کردن در روز میلاد باسعادت او با برپانمودن مهمانی ها و ضیافت ها و گردهمایی برای ذکر خدا و گرامی داشت فقیران و تنگدستان از آشکارترین مظاهر تعظیم و سرور و شادمانی و سپاسگزاری خداوند جل جلاله می باشد که ما را به دین استوار و متعادل هدایت فرموده است و با بعثت حضرت رسول اکرم علیه أفضل الصلاه و التسلیم بر ما منتی عظیم نهاده است .

دلیل دهم :

از فرموده ی حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره فضیلت روز جمعه اقتباس می شود، آن حضرت از جمله مزیّت ها و برتری هایی را که برای روز جمعه برشمردند یکی این بود.

که ( فیه خُلِقَ آدم)

(حدیث شماره (۱۸-۸۵۴ ) صحیح مسلم و حدیث شماره ۴۸۸ سنن ترمذی)

یعنی آفرینش حضرت آدم علی نبینا و علیه الصلاه و السلام در روز جمعه بوده است و این تشریف و بزرگداشت برای آن روزی است که ثابت شده است میلاد پیغمبری از پیغمبران الهی علیهم السلام بوده است پس چگونه است آن روزی که در آن بهترین انبیاء و شریف ترین رسولان خداوند ولادت یافته است .

و این تعظیم و بزرگداشت فقط مخصوص به همان روز میلاد نیست بلکه در آن روز به طور خصوص و در روزهای دیگر ماه ربیع الاول بطور عموم تعظیم کرده می شود و هر سال با آمدن ماه ربیع الاول تکرار می شود همانند روز جمعه که خداوند جل جلاله حضرت آدم علیه السلام را در این روز آفرید ، پس این فضیلت برای همیشه باقی مانده است تا شکرگزاری برای نعمت آفرینش حضرت آدم علی نبینا و علیه الصلاه و السلام باشد و همچنین برای اینکه فضیلت و برتری نبوت آشکار شود و نیز زنده نگاهداشتن حوادث مهم تاریخی می باشد که در تاریخ بشریت نقش اصلاحی ویژه ای داشته اند .

همانگونه است تعظیم و بزرگداشت مکانی که در آن پیغمبری به دنیا آمده است ، چنانچه روایت شده است که جبرئیل علیه السلام به حضرت رسول صلی الله علیه وسلم گفت که دو رکعت نماز در بیت لحم بخواند.سپس حضرت جبرئیل گفت : آیا می دانی کجا نماز خواندی ؟

پیامبر در جواب فرمود : نمی دانم. جبرئیل گفت : در بیت لحم نماز خواندی همان جایی که عیسی متولد شده است. این روایت در حدیث شداد بن اوس آمده است که بزار و أبویعلی و طبرانی آنرا روایت کرده اند .

حافظ نورالدین هیثمی در مجمع الزوائد و منبع الفوائد ج ۱ صفحه ۴۷ می گوید : رجال این حدیث صحیح می باشند و حافظ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری جلد ۷ صفحه ۱۹۹ آنرا نقل و درباره آن سکوت اختیار کرده است . (این حدیث را امام سیوطی در الخصائص الکبری جلد ۱ صفحه ۱۵۸ به نقل از ابن ابی حاتم و بزار و طبرانی و ابن مردویه و بیهقی به طور کامل می آورد و می گوید امام بیهقی آن را صحیح دانسته است و نیز بنگرید : الإحتفاء و الإبتهاج بالأسراء و المعراج تالیف : شیخ محمد علی خالدی صفحه ۱۳ و ۱۴ )

دلیل یازدهم :

مولودی ، عملی است که علماء و مسلمانان در همه کشورهای اسلامی آنرا نیکو دانسته اند و بدین ترتیب در همه نواحی و سرزمینهای مسلمان نشین برپا شده و تا امروز ادامه یافته است . بنابراین نتیجه گرفته می شود که مولودی مطلوب شرعی است یعنی خواسته ی شریعت است و این نتیجه از قاعده معروفی که از حدیث زیر گرفته شده است ، حاصل می شود : در حدیث موقوف حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله عنه آمده است که:

( ماراه المسلمون حسناً فهو عندالله حسن و ماراه المسلمون قبیحاً فهو عندالله قبیح : یعنی هر آن چه را که مسلمانان نیکو دانستند پس آن عمل در نزد خداوند نیکو و پسندیده است و هر آن چه را مسلمانان زشت و ناپسند بدانند پس آن در نزد خداوند قبیح و زشت است ) حدیث شماره ۳۴۱۸ از مسند امام احمد بن حنبل و حاکم در المستدرک علی الصحیحین آن را حدیثی صحیح الاسناد می داند و نور الدین هیثمی در مجمع الزاوئد جلد ۱ صفحه ۱۷۷ از أحمد و بزار و طبرانی نقل می کند و می گوید که رجال آن ثقه هستند و شیخ أحمد شاکر در تعلیق خود بر المسند می گوید :

إسناد این حدیث صحیح است . و حافظ ابن حجر عسقلانی در ( الأمالی ) آنرا حسن دانسته، علامه سیوطی در الأشباه و النظائر صفحه ۱۱۹ آنرا آورده است و نیز در کتاب التاج الجامع للأصول جلد۲ صفحه ۶۷ به روایت امام مالک آمده است .

دلیل دوازدهم :

مجلس مولود؛ شامل اجتماع مسلمانان و ذکر و صلوات دسته جمعی و صدقه و احسان نمودن و مدیحه سرایی و بزرگداشت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می باشد که همه اعمال فوق الذکر سنت هستند و شریعت تک تک آنها را از ما طلب نموده و انجام دهندگان آن را ستوده است و احادیث و آثار صحیحی درباره آنها روایت شده که بر انجام آنها تشویق و ترغیب می کند. نتیجه می گیریم که مجلس مولودی عملی است متشکل از مجموعه ای از سنتها و مستحبات .

دلیل سیزدهم :

خداوند تبارک و تعالی در سوره هود آیه ۱۲۰ می فرماید : (وَ کُلّاً  نَقُصُّ علیک من أنباء الرسل ما نُثَبّتُ به فؤادک : و یکایک می خوانیم بر تو از اخبار پیغمبران آن اخباری  که ثابت می گردانیم به آن دل تو را ) از این آیه شریفه آشکار می شود که حکمت از نقل و بیان نمودن اخبار و داستانهای پیامبران علیهم السلام ، تثبیت قلب مبارک حضرت رسول صلی الله علیه وسلم به وسیله آن ها می باشد و هیچ شکی نیست که امروزه ما مسلمانان محتاج تریم به تثبیت قلبهایمان و عقایدمان به وسیله سیره و زندگی و اخبار آن حضرت صلی الله علیه وسلم.

دلیل چهاردهم :

 این پندار غلطی است که گفته شود : (( هر عملی که سلف صالح انجام نداده اند و در صدر اول اسلام نبوده است آن عمل ، بدعتی زشت و گناه است و انجام آن حرام می باشد و واجب است از انجام آن  ممانعت و جلوگیری شود )) .

روش صحیح در این باره این است که آنچه که تازه پدید آمده است بر دلایل شرعی عرضه شود ، هر آنچه که شامل مصلحتی باشد پس واجب است یا اگر شامل حرامی باشد پس حرام است و اگر با مکروه آمیخته است ؛ مکروه است و اگر شامل مباح است پس مباح است و اگر در بردارنده مستحب است ، پس مندوب و مستحب است و قاعده معروفی است که (( للوسائل حکم المقاصد )) یعنی برای وسیله ها با توجه به نیت و هدف و مقصود آنها حکم کرده می شود .

علماء اهل سنت و جماعت شکر الله تعالی سعیهم ؛ بدعت را به پنج قسم تقسیم کرده اند :

۱- بدعت واجب:

مانند : رد کردن عقاید گروه های منحرف و گمراه و نیز یادگیری علم نحو.

۲- بدعت مندوب یا مستحب :

مانند : ساختن رباط ها و مدرسه ها و اذان دادن بر مناره ها و انواع روش های احسان دادن که در صدر اول اسلام مرسوم نبوده است

۳- بدعت مکروه :

مانند : زینت دادن و آراستن مساجد و تزئین و نقش نگار کردن قرآن ها .

۴- بدعت مباح :

مانند : استعمال پروین ( الک ) و افزایش رفاه و تنعم در خوردن و نوشیدن.

۵- بدعت حرام :

و آن فعلی است که تازه پیدا شده و مخالف سنت صحیحه است و هیچ یک از أدله شرعی آنرا شامل نمی شود و در بردارنده ی هیچ گونه مصلحت شرعی نیز نمی باشد .

امام عز بن عبدالسلام در القواعد الاحکام و امام نووی در شرح صحیح مسلم و در کتاب تهذیب الاسماء و اللغات و امام ابن أثیر و بسیاری از علمای دیگر به تقسیم بدعت به پنج نوع قائل هستند .

دقت بفرمایید:

((اسامی چند تن از علمای بزرگ که به تقسیم بدعت معتقدند ))

حضرت امام شافعی رضی الله عنه به روایت حافط أبو نُعیم در حلیه الاولیاء جلد۹ صفحه ۱۱۳

حجهالا اسلام امام محمد غزالی در کتاب احیاء علوم الدین جلد۲

علامه ابن اثیر در النهایه فی غریب الحدیث و الاثر جلد۱ صفحه ۷۹

امام ابوسلیمان أحمد بن محمد الخطابی در کتاب معالم السنن شرح سنن أبو داود

شیخ عزّ الدین بن عبدالسلام در کتاب القواعد الاحکام فئ مصالح الانام

حافظ ابو شامه در کتاب الباعث علی إنکار البدع و الحوادث

امام محیی الدین نووی در تهذیب الاسماء و اللغات جلد ۳ صفحه ۲۲ و همچنین در شرح صحیح مسلم جلد ۳ صفحه ۴۲۳ و جلد ۴ صفحه ۱۱۳

حافظ ابو عمر یوسف بن عبدالبردر کتاب الاستذ کار شرح الموطا امام مالک

قاضی ابوبکر ابن العربی در عارضه الاحوذی شرح صحیح الترمذی ،جلد۱۰ صفحه ۱۴۶ و۱۴۷

حافظ زین الدین ابن رجب الحنبلی در کتاب جامع العلوم و الحکم صفحه ۶۸

حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری، الجزء الثالث عشر صفحه ۳۱۵

حافظ شهاب الدین قسطلانی در کتاب ارشاد الساری لشرح صحیح البخاری

علامه جلال الدین سیوطی در المصابیح فی صلاه التراویح و نیز در حسن المقصدفی عمل المولد

علامه أحمد بن حجر الهیتمی در فتاوی الحدیثیه صفحه ۲۷۰ و ۲۷۱ و نیز در فتح المبین فئ شرح الاربعین

شیخ عبدالحق دهلوی در شرح مشکاه در باب الا عتصام بالکتاب و السنه

ملا علی قاری در شرح المشکاه

شاه عبدالعزیز محدث دهلوی در کتاب تحفه ی اثنا عشریه جلد ۲ صفحه۶۱۰

علامه تهانوی در کشاف اصطلاحات الفنون جلد اول صفحه ۱۳۳

علامه زرقانی در شرح الموطا امام مالک

علامه سید محمود آلوسی در تفسیر روح المعانی الجزء السابع و العشرون صفحه ۲۷۰ و ۲۷۱

عالم ربانی ملا محمد باقر بالک مدرس کردستانی در کتاب الا لطاف الا لهیه شرح الدرر الجلالیه جلد دوم صفحه ۴۹۱

در اینجا لازم است که گفتار شیخ محمد علی خالدی (سلطان العلماء) را درباره بدعت حسنه نقل کنیم:

ایشان در کتاب (شکر  النعم المتوالیه فی شرح العقیده الطحاویه) صفحه ۱۹۷ می گوید: باید دانست که بدعت بر دو قسم است: بدعت ضلاله  که بر خلاف سنت صحیحه باشد و بدعت حسنه که موافق با سنت صحیحه باشد چنانکه در صحیح مسلم (باب من سن فئ الاسلام سنه حسنه اوسیئه و من دعا إلی هدی و ضلاله) بدان اشاره شده است و بدعت هدی را سنت حسنه و بدعت ضلاله را سنت سیئه به شمار می آورد.

البته شیخ محمد علی خالدی در شرح اربعین نووی صفحه ۱۰۶ به طور مفصل به این موضوع می پردازد که خلاصه آن چنین است :اما آنچه که منافات با شریعت ندارد و قواعد شرع با آن موافقت دارد ،البته مردود نیست ، بلکه مقبول بوده.مایه ی ثواب است مانند ساختن مدارس و بیمارستانها و لوله کشی شهرها و شرکت های تعاونی و مددکاری بینوایان و ….

برادر ایشان شیخ محمد صدیق بن سلطان العلماء در کتاب (المقصد الاسنی در شرح أسماء الله الحسنی) صفحه ۱۱۶ می گوید: بدعت به معنی راه نو در دین باز کردن ،چنانچه بر خلاف نصوص شریعت باشد حرام و مردود است اما اگر بدعت بر خلاف نصوص شریعت نباشد و منع از آن نشده باشد، مردود نیست و بدعت حسنه است.بعضی از افراد نادان هستند که هر چه را که دیدند بدعت می نامند و جهل خود را صحه می گذارند،نمی دانند آنچه شریعت منع نفرمود و مصادم دین نیست، کسی که از نزد خود بگوید حرام و یا مکروه است ،جرأتی عظیم نموده و مبتدع بودن خودش را ثابت کرده،چونکه حرمت و کراهت،امور شرعی هستند و کسی از نزد خود نمی تواند حکم به حرمت و یا کراهت چیزی نماید بدون دلیل شرعی.

دلیل پانزدهم :

هر بدعتی حرام نیست اگر چنین باشد همانا جمع آوری قرآن توسط حضرات ابوبکر و عمر و زید رضی الله تعالی عنهم و نوشتن آن در مصحف ها به خاطر ترس از بین رفتن آنها ؛ آنگاه که تعدادی از حافظان قرآن از صحابه به شهید شدند ؛ بایستی حرام باشد . و اگر هر بدعتی حرام است ؛ پس جمع کردن حضرت عمر رضی الله عنه مردم را به امامت شخصی واحد در نماز تراویح، حرام است. که در مورد آن فرمود: (( نعمت البدعه هذه:زیبا بدعتی است این )) و اگر هر بدعتی حرام است پس تصنیف و تالیف در همه علوم سودمند حرام است و اگر هر بدعتی حرام است پس بر ما واجب است که با کافران ؛ با تیر و کمان بجنگیم در حالیکه آنها مجهز به گلوله های سربی و توپخانه و تانک و هواپیماهای جنگی و زیر دریایی و ناوهای جنگی هستند .

و اگر هر بدعتی حرام است پس اذان دادن بر بالای مناره ها و ساختن رباط ها و مدرسه ها و بیمارستانها و زندانها و تشکیل صندوق تامین اجتماعی و جمعیت امداد نیز حرام است . بدین سبب است که علماء شریعت رضی الله عنهم حدیث شریف ( کل بدعه ضلاله ) را مخصوص به بدعت سیئه دانسته اند نه بدعت حسنه.دلیل تخصیص این حدیث به بدعت سیئه ، آن اعمال نو پیدایی است که ازبزرگان صحابه و تابعین صادر شده است در حالی که در زمان حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم انجام نگرفته است.

و امروزه ما مسائل زیادی را به وجود آورده ایم که هیچیک از آنها را سلف صالح انجام نداده اند مانند جمع کردن مردم پشت سر امامی واحد در آخر شب برای خواندن نماز تهجد بعد از خواندن نماز تراویح و قرائت کل قرآن در نماز تراویح و خواندن دعای ختم قرآن و همچنین خطبه ای که امام در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در نماز تهجدمی خواند ( این اعمال بیشتر در حرمین شرفین انجام می شود)

و .. هیچ یک از این اعمال را رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و سلف صالح انجام نداده اند .

پس آیا انجام دادن این گونه اعمال توسط ما ، بدعت سیئه محسوب می شود ؟ !

دلیل شانزدهم :

جشن مبارک مولودبه دلیل اینکه در زمان حضرت رسول صلی الله علیه وسلم انجام نگرفته است بدعت است . اما بدعت حسنه می باشد . زیرا تحت أدله ی شرعی و قواعد کلی شریعت ، قرار می گیرد به عبارت دیگر اینگونه ی مخصوص از تجمع و گردهمایی بدعت است نه اینکه تک تک اعمالی که در مولود انجام می پذیرد بدعت باشد زیرا همه اعمال و افعال تشکیل دهنده یک مجلس مولودی ، به صورت جدا جدا در عهد نبوی انجام شده است.

دلیل هفدهم : هر عملی که در صدر اسلام به شکل دسته جمعی و گروهی آن انجام نپذیرفته است ولی تک تک ارکان تشکیل دهنده آن در آن عهد موجود بوده است ، این چنین عملی مطلوب شریعت است زیرا عملی که مرکب از چندین عمل مشروع باشد خود این عمل نیز شرعی و صحیح است .

دلیل هجدهم :

امام شافعی رضی الله تعالی عنه می فرماید : هرامر نو پیدایی که مخالف کتاب یا سنت یا اجماع یا اثر باشد آن عمل بدعت منحرف و گمراه از دین است و هرامر نو پیدایی که شامل خیر و نیکی باشد و با هیچکدام از موارد بالا مخالف نباشد ، بدعت محموده و پسندیده است  ( حافظ شمس الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء جلد ۳ صفحه ۷۰ و امام بیهقی در مناقب الشافعی جلد ۱ صفحه ۴۶۹ و امام سیوطی در الحاوی للفتاوی ج ۱ ص ۲۲۵ آنرا نقل نموده اند ) .

دلیل نوزدهم :

هرکار خیر و عمل نیکی که أدله شرعی آن را در بربگیرند و هدف و مقصود از ایجاد و پیدایش آن مخالفت با شریعت نباشد و همچنین شامل هیچ فعل منکر و حرامی نباشد ؛ این چنین عملی جزو دین است و گفته ی آن فرد متعصب افراطی لجباز که می گوید :

(( این عمل را سلف انجام نداده است )) برای او دلیلی محسوب نمی شود . بلکه این گفته را چونکه دلیلی ندارد ، عنوان می کند و در واقع او بدون دلیل است . این مطلب بر کسی که در علم اصول سررشته داشته باشد ، مخفی نیست .

 شارع مقدس، بدعت صحیحه دینی را سنت نامیده و به انجام دهنده آن وعده اجر و پاداش نیکو داده است . همانطور که در صحیح مسلم حدیث شماره (۶۹-۱۰۱۷ ) آمده و نیز در کتاب العلم تکرار شده است که حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:( من سن فی الاسلام سنه حسنه ، فعمل بها بعده ، کتب له مثل أجر من عمل بها و لا ینقص من أجورهم شی ء : هر کس در دین اسلام ، شیوه و روش حسنه ای را بنا نهد و بعد از او به آن عمل کرده شود . برای او نوشته می شود مثل پاداش تمامی افرادی که آنرا انجام دهند و از اجر و ثواب آنها نیز چیزی کم نمی شود).

دلیل بیستم :

جشن مبارک مولود ؛ زنده نگه داشتن یاد و خاطره حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم است و این عمل در اسلام مشروع است و شما می بینید که اکثر اعمال و افعال حج همانا زنده برپا داشتن خاطرات فراموش نشدنی و مکانهای ستوده شده ، می باشد . مثلاً سعی بین صفا و مروه و پرتاب کردن سنگریزه ها و قربانی کردن در صحرای منی؛ همگی حوادثی بودند که در زمان گذشته انجام شده اند و پایان پذیرفته اند اما مسلمانان خاطره آنها را با تکرار کردن صورت آنها در همان مکانها زنده می کنند و دلیل قاطع بر آن قول خداوند متعال است که در سوره حج آیه ۲۷ می فرماید ( و أذن فی الناس بالحَجّ )  و همچنین قول او تعالی است که حکایت ازحضرات ابراهیم واسماعیل علیهما السلام می کند که می گوین( و أرنا مناسکنا ) سوره بقره آیه ۱۲۸ .

دلیل بیست و یکم :

حال که این همه از بزرگان دین و فقهای مشهور مراسم مولودرا به شرط رعایت قوانین شرعی جایز می دانند و آنرا بدعت حسنه دانسته اند و نیز به دلیل اینکه دشمنان اسلام نظیر یهودیها و مسیحی ها و انواع گروه ها و احزاب ضد اسلامی با نوشتن کتاب های توهین آمیز ومطبوعات وسایت ها و انواع ابزار تبلیغاتی سعی در توهین به حضرت رسول صلوات الله علیه دارند وبخصوص که دردهه اخیر دامنه ی این اهانت ها گسترده ترشده ومی شود لذا بهتر است که مراسم مولودکه بدعتی حسنه است با شکوه زیاد و ذکر صلوات و ابراز دوستی بر حضرت رسول صلوات الله علیه برگزار شود و در این مجلس هم اجتماع مسلمانان و هم دادن قضا به فقیران و هم گفتگوی دینی و هم ذکر صلوات نامه و هم یاد بزرگی و مقام والای حضرت رسول صلوات الله علیه شود تا مردم مسلمان با شخصیت پیامبر عظیم الشان اسلام آشنا شوند و این مجلس مسلما سودمند و مفید است و از آنجایی که مورد تایید بسیاری از علمای اهل سنت و جماعت قرار گرفته برگزاری آن دارای ثواب و بسیار نیکو می باشد. حتی می شود این مجلس جایگزینی برای جشن های مقدس و مهمی نظیر ازدواج و غیره گردد تا ازدواج های کنونی که سراسر غفلت و غیر شرعی است به مرور زمان کنار گذاشته شود و پیوند مقدس زناشویی نیز به شکلی زیبا و مذهبی برگزار گردد.

علامه سید محمد بن علوی پس از ارائه ی دلایل فوق ، نظر خود را در مورد مفهوم مولودی چنین بیان می کند : بدرستیکه ما می بینیم که گردهمایی برای جشن مبارک مولود نبی صلی الله علیه وسلم ،دارای کیفیت مخصوصی نیست که به طور حتم بایستی بدان پایبند بود یا اینکه دیگر مردمان را به آن ملزم ساخت، بلکه هر مجلسی که به سوی خیر و نیکی فراخواند و مردم را بر اساس هدایت و روش صحیح دینی گردهم آورد و آنها را به آنچه که در دنیا و آخرت برای آنها مفید و سود بخش است، راهنمایی کند ؛ مقصود و هدف از مولودی شریف نبوی در آن مجلس محقق شده است .

بنابراین هرگاه ما در مجلسی جمع شویم و در آن از مدائحی خوانده شود که در آن ذکر سیدنا و حبیبنا محمد صلی الله علیه وسلم و فضیلت او و داستان جهاد او و خصائص او ، آورده شود ــ اگرچه در آن قصه تولد حضرت صلی الله علیه وسلم خوانده نشودــ سپس به آیات قرآن کریم که توسط قاری تلاوت می شود و نیز مواعظ و ارشادات سخنرانان ، گوش فرا دهیم ، اینجانب می گویم : اگر بدین گونه عمل شود همانا معنای مولودمبارک پیامبر صلی الله علیه وسلم ، تحقق پیدا کرده است .(( در بین مردم مولودی فقط با خواندن قصه تولد ایشان شناخته می شود و اصطلاح مولودی را بر آن اطلاق می کنند تا آنجا که در نزد بعضی از مردم مولودی کامل نمی شود مگر با خواندن قصه تولد پیامبر ))

 گردآورنده:احمدآخوند بازیار

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

رفتن به نوارابزار